رتبه برتر کنکور ....

خرید بک لینک
هو الرحمن الرحیمیک روز که مهدی از مدرسه به خانه آمد از شدت سرما تمام گونه ها و دست هایش سرخ و کبود شده بود .پدرش همان شب تصمیم گرفت برای او پالتویی تهیه کند دو روز بعد، با پالتوی نو و زیبایش به مدرسه می رفت ؛ اما غروب همان روز که از مدرسه بر می گشت با ناراحتی پالتویش را به گوشة اتاق انداخت . همه با تعجب او را نگاه کردند . او در حالیکه اشک در چشمش نشسته بود، گفت :چه طور راضی شوم پالتو بپوشم ، وقتی که دوست بغل دستی ام از سرما به خود می لرزد؟شهید مهدی باکری*قرار بود برم دنبالش جلو مدرسه ،برای مادرش کاری پیش اومده بود !وقتی رسیدم دیدم یکی از مادرا داره با بغل دستیش صحبت میکنه "کاپشن پسرم رو تازه گرفتم خیلی پول دادم بهش ،پسرم باید تو مدرسه از همه سرتر باشه " "وای دیدی بعضی بچه ها چه بی ریخت میپوشن "دلم سوخت !چون اون مادری که داشت حرف های اون خانم رو میشنید اوضاع خوبی نداشت همسرشون خیلی وقت به خاطر بیماری زمینگیر شدن ولی با محبت میگفت خدا حفظشون کنه رتبه برتر کنکور .......

ما را در سایت رتبه برتر کنکور .... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 214 تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 14:03

هو الرحمن الرحیم سلام بانو بانوی چادری ام ،بانوی مذهبی و ولایی حال و احوالت خوب هست ؟ حال و احوال دلت را می گویم حال و هوای نفس ... راستش را بخواهی نگرانت هستم تصویرت را گذاشته ای توی فضای مجازی(تلگرام ، اینستاگرام،سروش ،وبلاگ)به قول خودت خشک مذهبی نیستیاتفاقابا حجاب هم گذاشته ای ، بیشتر از خیابان هم رو گرفته ایزیر عکست مینویسند:"ماشالله!!!"مینویسند: "چقدر بهت میاد"میگویند: "چقدر خوشگل و ناز شدی"حتی مردان عرب هم میگویند جمیل!اما ...یادت نرود!!!!بخدا پسر رهگذر و مزاحم توی خیابان هم همین را میگویدآنجا احتمال ۹۰ درصد حیا میکنی روی بر میگردانی ،بی محلی میکنیو اینجا میگویی: متشکرم...مرسی...چشماتون قشنگ میبینه و.... .نمیدانم حیای خود را باخته اییا اینجا همه به تو محرمندتصویرت را گذاشته ای در فضای مجازی با حجاب؟ یا به "بهانه" ی حجاب؟راستی بانوی کم و بی حجابم ! قصد آشتی با امام زمان رو نداریحجاب شما سنگریست آغشته به خون من که اگر آن را حفظ نکنید به خون من خیانت کرده ایدشهید احمد پناهی درجه رتبه برتر کنکور .......

ما را در سایت رتبه برتر کنکور .... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 205 تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 14:03

هو الرحمن الرحیم «دو هفته پیش شهید کاظمی پیش من آمد و گفت از شما دو درخواست دارم: یکی اینکه دعا کنید من روسفید بشومدوم اینکه دعا کنید من شهید بشومگفتم شماها واقعاً حیف است بمیرید؛ شماها که این روزگارهای مهم را گذراندید، نباید بمیرید؛ شماها همهتان باید شهید شوید؛ ولیکن حالا زود است و هنوز کشور و نظام به شما احتیاج دارد. بعد گفتم آن روزی که خبر شهادت صیاد را به من دادندمن گفتم صیاد، شایستهی شهادت بود؛ حقش بود؛ حیف بود صیاد بمیرد وقتی این جمله را گفتم، چشمهای شهید کاظمی پُرِ اشک شد، گفت: انشاءاللَّه خبر من را هم بهتان بدهند!»فاصلهی بین مرگ و زندگی، فاصلهی بسیار کوتاهی است؛ یک لحظه استما سرگرم زندگی هستیم و غافلیم از حرکتی که همه به سمت لقاءاللَّه دارند همه خدا را ملاقات میکنند؛ هر کسی یک طور؛ بعضیها واقعاً روسفید خدا را ملاقات میکنند، که احمد کاظمی و این برادران حتماً از این قبیل بودند؛ اینها زحمت کشیده بودندروایت آخرین ملاقات شهید کاظمی با رهبر انقلاب (۱۳۸۴/۱۰/۲۱)۱۹ دی سالگرد شهادت شهید احمد کاظمی *یا حضرت معصومه (س) جبرییل اینجا هر از گاهی کبوتر میشود رتبه برتر کنکور .......

ما را در سایت رتبه برتر کنکور .... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 250 تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 14:03

هو الرحمن الرحیم یه صبح بلند شد، دیدم چهرهاش برافروخته هستش گفتم: چی شده؟ نمیگفت. اصرار کردم، گفت: «خواب دیدم امام زمان(عج) گفت من از شما راضیام.»یکبار دیگر میگفت: «دیدم آیتالله خامنهای بالای تپه سبزی ایستاده و با اون دست جانبازیش روی سرم دست میکشه.»کتاب من مادر مصطفیسرش بر پای ارباب است ، حر شددوباره جام های سرخ پر شددر باغ شهادت باز ، باز استکه لاله سوخت ، پرپرشد ، ترور شدشهید احمدی روشن صبح چهارشنبه 21 دی ماه 1390 بر اثر انفجار یک بمب مغناطیسی در خودروی خود در میدان کتابی ابتدای خیابان گل نبی تهران به دست عوامل استکبار به شهادت رسید *امام زمان چقدر دلتون رو شکستم!!! رتبه برتر کنکور .......

ما را در سایت رتبه برتر کنکور .... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 248 تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 14:03

هو الرحمن الرحیم در آخرین ملاقات شهید نواب صفوی با خانواده اشمادر ایشان گفت: کاش ما مُرده بودیم. کاش ما از بین می رفتیمبعد شما خودتان را به کشتن می دادید. نواب ناراحت شدولی مهربانانه به مادر گفت: خانم! اجازه بدهید من دست شما را ببوسمپای شما را ببوسم، نمی خواهم جسارتی بکنمولی دلم می خواهد مانند مادرهای صدر اسلام باشیدمگر نمی دانید که یک مادر چهار پسرش را در رکاب پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم به جنگ فرستاد و هر چهار فرزندش شهید شدند. وقتی پیامبر بازگشت، آن زن آمد و رکاب پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را بوسید و گفت: ای رسول خدا! مفتخرم که چهار پسرم لایق بودند در رکاب چون شما مردی کشته شوند. از آن مادرها باشید. مرگ برای هر انسانی هستبالاخره پیر یا جوان، انسان می میرد. تصادف می کند یا بیمار می شود اما آن مرگی بهتر است که باعزّت باشد، مرگ باعزّتبهتر از زندگی با ذلت است. مرگ در راه خدا، خیلی بهتر از مرگ عادی استمنابع:سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامیسایت موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی۲۷ دی ماه سالروز شهادت نواب صفوی *جنایت رژیم ملعون آل خلیفه و اعدام ناجوانمردا رتبه برتر کنکور .......

ما را در سایت رتبه برتر کنکور .... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 202 تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 14:03

هو الرحمن الرحیم صدای شلیک !همه در تعجب هستن که صدا از کجاست بلافاصله تمام خبرگذاری ها اعلام میکنن که خبر فوری !خبر فوری فوری// شلیک گلوله ضدهوایی در تهران سرتیپ الهامی: هلی کم پس از اولین شلیک ضدهوایی از منطقه خارج شدهتکمیلی// امیر سرتیپ الهامی، معاون عملیات پدافند خاتمالانبیا:یک فروند هلیکم بسیار سبک وارد منطقه پرواز ممنوع شده بود.این پرنده پس از شلیک اولین ضدهوایی از منطقه خارج و دور شدعده ای در ترس هستند نکنه داعش حمله کرده نکنه اسرائیل جاسوسی میکنهبعضی ها میگن نه بابا شیر بچه های سپاه و ارتش هستن پشه رو رو هوا میزنن !یکی دیگه محکم میگه بابا آمریکا هیچ غلطی نمیتونه بکنه میخندن و منتظر خبرهای تکمیلی هستن *خواهر و برادرم؛ فقط چند ثانیه و دقیقه صدای شلیک گلوله ضد هوایی را شنیدی در این منطقه نا امن که دورتادور مزدوران داعشی و آمریکایی و وهابی در کمین هستن و شب و صبح نقشه میکشن برای این مملکت اسلامی سوریه و عراق و افغانستان و یمن و بحرین هر روز هر ساعت صداهایی وحشتناک تر و چند برابر این صداها می شنون !اما تو تا وقتی حرف از مدافعین حرم و سپاه می شود میگویی !بابا رتبه برتر کنکور .......

ما را در سایت رتبه برتر کنکور .... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 150 تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 14:03

هو الرحمن الرحیمبعد از شهادت حاج عماد و ازدواج دو فرزند دیگرم ،مصطفی و فاطمه-من با جهاد زندگی میکردم. یک شب قبل از ماموریت سوریه، نیمه های شب دیدم با صدای بلند گریه میکند به سرعت به اتاقش رفتم و متوجه شدم در حال نماز است شب جمعه بود و قرار بود فردای آن روز به «قنیطره» سوریه برود فردای آن روز ازش سوال کردم که چرا گریه می کردی؟ خجالت کشید و گفت: هیچیشنبه از سوریه تلفن کرد. پرسیدم کِی برمیگردی؟ جواب داد یا یکشنبه شب و یا دوشنبهمن دوباره پرسیدم که تو آن شب به چه کسی متوسل شده بودی؟ اول حرفی نزد. بعد گفت: من در نمازم خطاب به امام زمان حجت بن الحسن(عج) صحبت میکردمپرسیدم چه می گفتی؟ سکوت کرد قسمش دادم که بگوگفت: به ایشان می گفتم که من بنده گناهکاری هستم و...»مادر جهاد بقیه حرفها را نگفت و فقط این را گفت که تا وقتی جهاد در این دنیا بود، دل من قرص و آرام بود.مادر شهید جهاد در روضة الشهیدین۲۸ دی ماه سالگرد شهادت جهاد مغنیه متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصی رتبه برتر کنکور .......

ما را در سایت رتبه برتر کنکور .... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 229 تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 14:03

هو الرحمن الرحیمبرادرم چشمان زیبایی داشت، اما تا لحظه شهادت هیچ کدام از بانوان فامیل و همسایه متوجه نشده بودند که رنگ چشمان حسین خاکستری است!او به هیچ عنوان به نامحرم به صورت مستقیم نگاه نمی کرد؛ معقتد بود که چشم دروازه گناه است به یاد دارم در دوران بچگی یک بار تلویزیون خراب شد، حسین آن را تنظیم می کرد و دائم از ما می پرسید: بچه ها درست شد؟ معترض شدیم که چرا خودت نگاه نمی کنی؟ او نمی خواست حتی زنان خارجی بی حجاب را در فیلم ببیند! می گفت: «به گفته امام علی(ع) چشم، مرکز گناه است هر چیزی ارزش دیدن ندارد .»شهیدحسین تاجیکراوی خانم "معصومه تاجیک" خواهرشهیدان علی اکبر، حسین و داوود تاجیک*حاج آقا جاوداناز امام صادق علیه السلام سوال کردند. آقا چرا یوسف(ع) در آن لغزشگاه خیلی بزرگ نلغزید؟گفت برای اینکه از اول یک بار هم در صورت او نگاه نکرده بود. قدم اولش را نرفته بود اگر خدایی نکرده آدم قدم را برود، ببینید تا من قدم گناه را برمی دارم، سایه شیطان می افتد روی سرم رتبه برتر کنکور .......

ما را در سایت رتبه برتر کنکور .... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 241 تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 14:03

هو الرحمن الرحیمما یاد گرفته ایم،هرکه را که به در و دیوار خانه عکس شهدا میزند یا شهادت لقلقه ی زبانش است را شهدایی (تر) میدانیمیا هرکه عکس رهبر را میگذارد و جانم فدای رهبر و لبیک لبیکش گوش فلک را پرمیکند ولایی (تر) میدانیمیا هر خانومی که چادرش را محکم تر می گیرد مومن (تر)یا هر مردی که ریشش بیشتر مذهبی (تر)اما ظاهر کجا نشان دهد از سر درون شخصبرای شهدایی بودن باشهدا بودن لازم هست اما کافی نیستحجاب یک نشانه زن مومن است اما کافی نیستحب و علاقه اطاعت را درپی می آورد, اما کافی نیستیادمان که نرفته مردم کوفه هم دعوت نامه فرستاده بودند مردم کوفه هم حسین(ع) را دوست داشتند اما وقتی پای عمل رسید پای جان و مال و حب دنیا رسید، میدان خالی کردند...جا زدند...بین حرف و عمل فاصله هستحرف حرف هست نه سختی دارد نه جان گذشتن می خواهد و نه خودسازی لازم دارد این عمل هست که برای به تحقق پیوستن آن باید از خودت خرج کنیباید از خودت و از علایق و وابستگی هایت چشم برداریآن که شهید می شود فقط اللهم ارزقنا شهادت نگفت،فقط آرزو نکرد معامله کرد, خون داد,جان داد,گذشت از هرچه غیراو...چه خوب هست که ظاهر و باطن شخص مومن بودن رتبه برتر کنکور .......

ما را در سایت رتبه برتر کنکور .... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 194 تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 14:03

هو الرحمن الرحیمجوانان ما وقتی به میدان جنگ می روند،انگار به حجله دامادی می روندامام روح الله* شب های جمعه شهدا مهمان ارباب هستن !ای کشتگان عشق برایم دعا کنید؛یعنی نمیشود که مرا هم صدا کنید؟یاد کنید در دعا و مناجات هاتون , شهدا و امام شهدا , شهدای مدافع حرم , شهدای آتش نشان و اموات رتبه برتر کنکور .......

ما را در سایت رتبه برتر کنکور .... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 193 تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 14:03

صفحه بندی